تبليغاتX
مجله الکترونیکی مقالات برتر حقوقی
مجله الکترونیکی مقالات برتر حقوقی
مجموعه اشعار سعید صالح احمدی از آلبوم ادبی گریه ی اشک ها و مجموعه مقالات حقوقی
مختصری بر متون حقوقی (حقوق قراردادها ) به کوشش سعید صالح احمدی- 4

IN THE NAME OF ALLAH

 

The NOTES CONCISE Of  LAW TEXTS

مختصرنامه اي  از  متون حقوقي ( حقوق قراردادها )

تهیه و ترجمه با سعید  صالح احمدی

www.SaeidStar.Blogfa.com

نيمه ي دوّم مرداد1387

 

 

لُغت نامه

Contract

عقد ، پيمان ، قرارداد

 

agreement

توافق

between

بين ، ميان

matter

موضوع‌ ، مط‌لب‌

parties

طرفين ، دو طرف

 

promise

وعده‌ ، قول‌ ، عهد ، پيمان‌ ، وعده‌ دادن‌ ، قول‌ دادن‌ ، پيمان‌ بستن‌

receive

دريافت‌ كردن‌ ،وصول‌ كردن‌

 

each other

يكديگر، همديگر، به يكديگر

legally known as consideration

قانوناً عِوض ناميده مي شوند (مُصْطَلَح است )

intend

قصد كردن

 

binding

الزام آور ، مقيّد كننده

pay

پرداختن

petrol

سوخت

 

return

برگشتن ، بازگشتن ، مراجعت‌كردن، رجعت‌ نمودن ‌

college

دانشگاه، دانشكده ، كالِج

refused

استنكاف ورزيدن ، زير قول زدن،خودداري كردن،سر باز زدن ، رد كردن ، نپذيرفتن

expect

توقع داشتن، انتظار داشتن

take

پنداشتن ، توقع داشتن

promised

وعده داده شده، معهود

 

court

دادگاه ، محكمه

probably

احتمالاً،شايد

intention

قصد ، منظ‌ور ، غرض‌

legal

قانوني‌ ، شرعي‌ ، مشروع‌ ، حقوقي‌

relationship

رابطه

legal relationship

رابطه حقوقي

 

as a general rule

به عنوان يك قاعده كلّي

general

كلّي ، عمومي

rule

قاعده

governs

حاكم

terms of a contract

مُندرجات (عِبارات) يك قرارداد (عقد)

where the contract is carried out

مكاني كه عقد در آن منعقد شده

applicable law

حقوق قابل اِعمال

terms

مندرجات ، عبارات

 

intended

قصد كرد( گذشته)

 

make

ساختن

easier for business

تسهيل سازي تجارت

within

محدوده

 

european community

جامعه اروپايي

providing

مقرّر داشتن، مشروط كردن

free

آزاد، آزاد بودن، مختار بودن

choose

انتخاب كردن، گُزيدن

select

choice

انتخاب

select

Law

قانون‌ ، حقوق‌

if no choice is made

اگر انتخابي صورت نگرفته باشد، در صورت عدم تحقّق انتخاب

connect

ارتباط ( پيوند)‌

essentials

اركان، ضروريّات، واجبات

 

essentials of a contract

اركان( ضروريّات) يك قرارداد

following

ذيل،زير

elements

عناصر

considered

مط‌رح‌ شده‌ ، مدّنظر

 

offer

ايجاب ،تقديم‌ داشتن‌ ،عرضه‌، پيشنهاد كردن،پيشنهاد ،ارائه‌

formation

تشكيل، شكل گرفتن

 

acceptance

قبول،پذيرش

Capacity

اهليّت

Legality

مشروعيّت،  قانوني‌ بودن‌

Consenus ad idem (agreement)

هماهنگي اراده ها ( توافق)

offer and acceptance

ايجاب و قبول

One person

يك شخص

to another

به ديگري

declaration

اِعلام، اِعلان‌ ، اِظ‌هار

offeror

ايجاب كننده

by

بوسيله

offeree

ايجاب شونده ( مشتري )

bound

مقيّد، موظّ‌ف‌

I may offer

من ممكن است ايجاب كنم

to sell

فروش

£

پوند( پاند) ، واحد پولي كشورانگلستان

increase

افزايش دادن ،افزودن‌ ، زياد كردن‌،اضافه‌كردن

price

ثمن ،ارزش‌ ، قيمت‌ ، بها


Later

بعداً،سپس

 

Change

تغيير

the Following point

نكات اشاره شده

Individual

شخص خاص‌ ، فرد منحصر، تك

Considred

مط‌رح‌ شده‌

Large number of people

گروه كثيري از مَردم ، مردمان بسيار ، تعداد زيادي از مردم

advertisement

اعلاميه ، آگهي

Compony

شركت

co

give

دادن

anyone

هركس‌ ، هرشخص‌‌

the Compony promised to

شركت وعده داد

purchase

خريداري، خريد، ابتياع

their

شان‌، خودشان‌، مال‌ ايشان‌، مال‌ انها

 

remedy

دارو ،درمان‌، ‌علاج‌

smokeball

بوْخور

Influenza

سرما خوردگي

                انفلوانزا ، زكام‌،

Caught

گرفتن ( منظور گرفتن انفولانزاست)

illness

بيماري‌ ، كسالت‌،مريضي‌‌

within

در ظ‌رف‌، در مدت زمان ، باندازه‌

 

to show

براي نشان دادن

good faith

حُسنِ نيّت

deposite

سپرده

 

claims

ادعا

any claims

هرگونه ادعايي

deposited

سپرد

 

award

جايزه ، رأي ، مقرر داشتن ، اعطا کردن ، سپردن ، امانت گذاردن

held

مقرّر داشتن

do

انجام دادن ،کردن ، عمل کردن ، اين کلمه در ابتداي جمله به صورت علامت سوال مي آيد ، فعل معين،

گذشتهdid

does

نمودن  ، کردن، درست کردن ، ، ساختن

although

اگرچه‌ ، گرچه‌ ، هرچند ، با اينكه، با اين وجود‌

specific

ويژه ، مخصوص ، معيّن ، بخصوص ، خاص ، اخص ، مشخّص

person

شخص‌ ،فرد انساني، نفر، كَس‌

specific person

شخص معيّن ، شخص مشخّص

Fact

حقيقت ، واقعيّت

 

had

زمان‌ماضي‌ واسم‌ مفعول‌ فعل‌have

been

...بوده

اسم‌ مفعول‌ فعل‌ بودن‌to be

 

Show

نشان دادن، نمايش دادن ، جلوه دادن ، ارائه دادن

firm

قطعي ، استوار ، راسخ

Communication

ابلاغ،مكاتبه، باخبر ساختن

conduct

رفتار، سلوك

implied

ضمني

advise

توصيه

acceptor

پذيرنده‌، قبول‌ كننده، پذيرش كننده‌

important case

پرونده ي مهم ، پرونده حائز اهميّت

Communication of acceptance

ابلاغ قبول

 

implication

مفهوم

 

different

متمايز، متفاوت‌

 

arise

مطرح شدن

Study

مط‌العه‌ ، بررسي‌ ، مط‌العه‌ كردن

case study

بررسي‌ موردي‌

below p ...

پايين پاراگراف ...

Chapter

بخش ، فصل ، قسمت

document

مدرك‌ ، سند، چيز قابل استناد

writing

مكتوب، دست نوشته

oral contract

قرارداد شفاهي

 

Signing

خواندن

 

written

نوشته شده ، مكتوب

heare

امضاء

 

footballers

فوتباليستها

T.V Star

ستارگان تلويزيوني

may

توانائي‌ داشتن‌ ، امكان‌ داشتن‌ ، قادر بودن‌ ، ممكن‌ است‌ ، ميتوان‌ ، شايد

 

Desirable

گرايش، تمايل، پسنديده‌،خواستني‌، مط‌لوب‌، خوش‌ آيند

evidence

مدرك، گواه‌‌

Oral

شفاهي‌ ، زباني‌ ، دهاني

 

On occasions

در برخي مواقع، در برخي موارد

verbally

شفاهي، لفظي، شفاهاً ، زباني‌‌ ، تحت‌ اللفظي‌

many people think

اغلب مردم [ اينگونه ] تصوّر مي كنند ، اكثر مردم [بر اين امر] متصوّرند

Communicate

گفتگو کردن ، مکاتبه کردن ، کاغذ نويسي کردن ، مراوده کردن ، ارتباط برقرار کردن

example

نمونه‌ ، مثال‌ ، مثل‌ ،مسئله‌، بامثال‌ و نمونه‌ نشان‌ دادن‌

bid

پيشنهاد كردن‌، فرمودن‌ ، امر كردن‌ ، معلوم‌ كردن‌ قيمت‌ خريد ، مزايده‌ ، پيشنهاد

 

nod

تكان دادن‌ سر بعلامت‌ توافق‌ ، سرتكان‌ دادن‌ ،باسراشاره‌ با سراشاره‌كردن‌ ، تكان‌ سر

 

hire

کرايه ، اجاره ، مزد ، اجرت ، کرايه کردن ، اجير کردن ، کرايه دادن

item

قلم‌ [ جنس ]  ، فقره‌

Sale

فروش‌

Certain[1]

مقرّر ، معيّن ، محقّق

raising a hand

بلند كردن  دست

however

با وجود اين ، هرچند ، گر چه‌ ، هر قدر هم‌ ، بهر حال‌ ،هنوز ، اما

auction

حراج‌ ، مزايده‌ ، حراج‌ كردن‌ ، بمزايده‌ گذاشتن‌

required

مورد نياز بودن ،‌ لازم‌ داشتن‌، خواستن‌، مستلزم‌ بودن‌، نياز داشتن

Statute

قانوناً، قانون‌ موضوعه‌ ، حكماً‌ ‌

particular

مخصوص‌، ويژه‌، خاص‌، بخصوص‌، منحصر بفرد

form

شكل‌، ريخت‌، تركيب‌، تصوير، وجه‌، روش‌، طريقه‌، برگه‌،ورقه‌، فرم‌، تشكيل‌ دادن‌، ساختن‌، قالب‌كردن‌، پروردن‌، شِكل‌ گرفتن

 

Consumer Didposition agreements

قرارداد وام مصرفي

guarantee

ضمانت‌ ،تعهد ،ضامن‌ ،وثيقه‌،سپرده‌ ،ضمانت‌ كردن‌،تعهد كردن‌،عهده‌ دار شدن‌

Interest

منفعت، بهره ، سود

 

didposition[2]

انتقال، جابجا شدن

Credit

اعتباري

Consumer

مصرف كننده ، مشتري

enforcable

لازم الاجرا ، قابل‌ اجراء‌

 

must

بايد ، بايست‌ ، ميبايستي‌ ، بايسته‌ ، ضروري‌ ، لابد

 

perform

انجام‌ دادن‌، كردن‌، بجا اوردن‌، اجرا كردن ، نمايش‌ دادن‌، ايفاكردن‌

unaware

بي‌ اطلاع‌، بي‌ خبر، ناگهان‌، غفلتاً،سراسيمه‌، ناخوداگاه‌‌

exists

وجود داشتن ، موجود بودن ، بودن

Claim

ادعا ، ‌ مط‌البه‌ ، ادعا كردن‌

performance

اجرا ، نمايش‌ ، ايفا ، انجام ، نشان دادن

avail

مفيد ، سودمند بودن‌ ، بدرد خوردن‌ ، داراي‌ ارزش‌ بودن‌ ، درد دسترس‌ واقع‌ شدن‌ ، فايده‌ بخش

would

تمايل‌ ، خواسته‌

himself

خودش‌، خود او (درحال‌ تاكيد)، خود (ان‌ مرد)

Same

همان‌ ، همان‌ چيز

the same way

همان مسير

 

returning

استرداد

 reward

مژدگاني ، پاداش ، مزد ،جايزه

Case

پرونده ، مورد

Arise

رخ دادن

Situation

موقعيت‌، محل‌، وضع‌

suppose

تصوّر كردن،فرض کردن ، پنداشتن ، فرض کنيد ، انگاشتن ، گمان کردن

such

چنين‌ ، يك‌ چنين‌ ، اين‌ قبيل‌ ، اين‌ جور ، اينگونه ، اين چنين‌

known

معلوم‌،پيدا،هويدا،مشهور،معروف‌،چيزمعلوم

Lost[3]

گمشده

owner

مالك‌ ، دارنده‌

finder

يابنده‌ ، پيدا كننده‌

could[4]

ميتوانست‌

revocation

لغو، الغا، فسخ‌ ، باط‌ل‌ سازي‌ ، برگرداني‌

withdrawn

منصرف شدن ، کنار کشيدن ،صرفنظر کردن

at any time

در هر زمان

before

پيش‌ از، قبل‌ از، جلو، پيش‌ روي‌، قبل‌، پيشتر، پيش  از‌ آنكه‌

offeree

ايجاب شونده

Pproperty

دارايي ، مال

 

Subject

موضوع

Outside

خارج ، بيرون‌‌

notice

هشدار ، اخطار ، تذكر

keep

نگهداري‌ كردن‌،نگاه‌ داشتن‌، اداره‌ كردن‌ ، محافظ‌ت‌ كردن‌ ،نگاهداري‌،حفاظ‌ت‌

period

دوره‌، مدت‌، موقع‌، گاه‌، وقت‌



[1] Adjective =صفت

[2] Transfer =انتقال‌ ، واگذاري‌ ، انتقال‌ دادن‌

[3] ماضي واسم مفعول فعل lose

[4] زمان‌ ماضي‌ واسم‌ مفعول‌ فعل‌ can

|+| نوشته شده در  87/05/29ساعت 2:55  توسط سعید صالح احمدی  |