تبليغاتX
مجله الکترونیکی مقالات برتر حقوقی
مجله الکترونیکی مقالات برتر حقوقی
مجموعه اشعار سعید صالح احمدی از آلبوم ادبی گریه ی اشک ها و مجموعه مقالات حقوقی
مختصری بر متون حقوقی (حقوق قراردادها ) به کوشش سعید صالح احمدی- 2

Certain period of time

طي دوره زماني

distinguished

متمايز ، برجسته‌

invention to treat

دعوت به معامله

display

نمايش‌ دادن‌،نشان‌ دادن‌،ابراز كردن‌، آشكاركردن‌،نمايش‌ ، ظاهر كردن،جلوه دادن

important

مهم ، حائز اهميّت

treat

معامله

Shop

فروشگاه ، مغازه

Customer

سفارش دهنده ، مشتري

shopkeeper

مغازه دار ، اداره كننده فروشگاه

amount

مبلغ ، مقدار، ميزان

indication

شاخص ، معيار ، نشانگر

acceptable

قابل قبول ، پذيرفتني‌ ، قابل‌ پذيرش‌

world war

جنگ‌ جهاني‌

 

self-servise

سلف سرويس ، خود ياوري ، كمك بوسيله خود

doupt

ترديد، شك ، شُبهه‌، گمان‌، دودلي‌

apply

اِعمال ، بكار بستن ، اِعمال كردن

 

individually

يكايك ، تك تك

the Shelf

قفسه

took

برادشته ، زمان گذشته فعل take به معني برداشتن ، بردن

into

داخل ،توي‌ ، اندر ، در ميان‌ ، در ظ‌رف‌ ، به‌ ، بسوي‌ ، بط‌رف‌

LTD[1]

با مسئوليت محدود، شركت با مسئوليت محدود

the court of appeal

دادگاه استيناف ،دادگاه تجديدنظر

present

ارائه‌ دادن‌ ، عرضه‌ كردن‌

payment

پرداخت

Cash

صندوق

Cashier

صندوقدار ، تحويلدار

reject

رد كردن‌ ، نپذيرفتن‌، قبول نكردن

Criminal case

پرونده كيفري ، پرونده جزايي

 

defendant

متهم ، مدعي عليه، مدافع

Charge

متهم شدن

offensive

تهاجمي

 

Weapon

سلاح‌ ، اسلحه ، جنگ افزار‌

offensive weapon

سلاح تهاجمي

Flick

تيز ، بُرنده

Knife

چاقو ، كارد ، تيزي

Shop window

ويترين فروشگاه

Follow

پيروي‌ كردن‌ از ، متابعت‌ كردن‌ ، دنبال‌ كردن‌ ، تعقيب‌ كردن‌ ،فهميدن‌ ، پيروي‌ ، متابعت كردن‌

 

article

كالا ، متاع

therefore

بدين منظور ،براي‌ اين‌ (منظور)، از اينرو، بدليل‌ آن‌،به اين علّت‌

guilty

گناهكار ، مقصر ، بزهكار ، مجرم‌ ، محكوم

 

offering for sale

ايجاب براي فروش

details

جزئيات‌، بتفصيل‌ شرح‌ دادن‌

above

فوق ، بالايي ، در بالا‌ ، نام‌ برده‌، واقع‌ در بالا، فوق الذكر

above rule

قاعده ي فوق ، دستور فوق ، حكم فوق ، مقرّره ي فوق

to take place

حضور يافتن در مكاني

illegally

نامشروع ، غير قانوني ، نا مشروع ، حرام ، غيرمجاز

 

 

Sale wild live birds

فروش پرنده ي زنده ي وحشي

He had placed an advertisement in a paper

در يك روزنامه آگهي كرده بود

held

حكم كرد

wording

نگارش ، عبارت‌ سازي‌، جمله‌بندي‌، كلمه‌بندي‌‌

 

Contrast

مقايسه کردن ، هم سنجي ، مغايرت ، برابر کردن ، تباين ، مقابله ، تقابل ، کُنتراست

Consider

ملاحظه‌ كردن‌، تفكر كردن‌

Intended

نيّت داشتن ، قصد كردن

These

اينها ، اينان‌

decide

تصميم‌ گرفتن‌

invention

فراخوان

interesting

جالب‌توجه ، دلچسب‌،بامزه‌،دلپسند

lowest

پايين ترين ، كمترين

Send

فرستاد

interesting point of law

نكته قابل توجه حقوقي

asking

پرسيدن ، جويا شدن، سوال كردن

Sent

فرستادن

wish

خواهش كردن ، تمنّا كردن

state

بيان كردن ، اِظهار داشتن ، توضيح دادن

lowest price

پايين ترين قيمت

future

آينده ، آتيه

reply

پاسخ‌ دادن‌

Sell

فروختن‌ ، فروش‌ و معامله‌ ، بفروش‌ رفتن‌

machine

ماشين‌، دستگاه‌

Coin

سكّه

in each case

در هر كدام از پرونده ها

until

تا ، تااينكه‌ ، وقتي‌ كه‌ ، تا وقتيكه‌

opinion

نظ‌ريه‌ ، عقيده‌ ، نظ‌ر ، راي‌ ، انديشه‌ ، فكر ، گمان‌


similar

مانند، شبيه‌، مطابق‌، همانند، مشابه‌، يكسان ، مُتشابه‌

Slot

شکاف يا سوراخي که براي انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبيه شده

Such

چنين‌ ، يك‌ چنين‌ ، اين‌ قبيل‌ ، اين‌ جور ، اين‌ ط‌ور

not certain

مُبهم ،نا مطمئن

acceptance

قبول ، پذيرش، قبول كردن ، پذيرفتن

once

به محض اينكه ، يكمرتبه ، يكوقتي

valid

معتبر ، صحيح ، داراي اعتبار ، قانوني

other factors

عوامل ديگر

present

ارائه‌ دادن‌ ، عرضه‌ كردن

existence

موجود بودن ، موجوديّت داشتن

neither parties

هيچكدام از طرفين

Escape

فرار كردن ، گريز ، رهايي ، خلاصي ، فرار

terms

عبارات

unless

مگراينكه‌ ، جز اينكه‌ ، مگر

both

هردو ، هردوي‌ ، اين‌ يكي‌ وآن‌ يكي‌ ،نيز، هم

agree

موافقت‌ كردن‌،موافق‌ بودن‌،متّفق بودن

equally

به همان اندازه ، به يك اندازه

moment

لحظ‌ه‌ ، دَم‌ ، آن‌ ، هنگام‌

 

liability

بدهي

obligation

وظ‌يفه‌، التزام‌

binding

اِلزام آور

Duties

تعهّدات ، تكاليف

over many years

در طول سال هاي مُتمادي ( زياد)، طي سنوات متعدّد

Still

هنوز، تا اين لحظه، تاكنون

introduction

توليد

technic

روش ، شيوه، فن

pharmaceutical

داروئي‌ ، وابسته‌ به‌ داروسازي‌ ،دارو

great Britain

بريتانياي كبير ( شامل انگليس ، اسكاتلند ، ولز و ...)

 

goods

كالا،جنس‌ ،دارايي‌ ،مال‌ ،دارايي‌ منقول‌

 

 

 

 

A contract is a an agreement between two or more parties, Who promise to give and receive something from each other ( legally known as consideration ) and  intend the agreement to be legally binding.

يك قرارداد[2] هست يك توافق بين دو يا چند طرف كه تعهّد مي كنند چيزي را ( كه قانوناً عِوض ناميده مي شود ) داد و سِتد نمايند و قصد دارند اين توافق قانوناً الزام آور باشد .

 

All contracts are agreements but there are many agreements which are not contracts.

همه ي قراردادها ( عقود ) توافق تلقّي مي شوند امّا وجود دارند توافق هايي كه قرارداد نيستند[3] .

 

If a friend promised to pay for the petrol in return for a lift home from college on your motorbike, and later refused to do as promised, you would not expect to take the matter to court.

اگر يك دوست تعهّد كند[4] كه در قِبال سوار شدن بر موتورسيكلت شما از دانشگاه،هزينه ي بنزين آن را پرداخت كند و سپس از انجام آن به نحو تعهد داده شده استنكاف كند،نمي توانيد توقّع داشته باشيد كه موضوع در دادگاه قابليّت طرح شدن را داشته باشد.

 

This is because there probably was no intention by you or your friend that there should be a legal relationship .

اين بدين خاطر است كه احتمالاً هيچگونه قصدي مبني بر ايجاد يك رابطه قانوني از طرف شما و دوست تان در كار نبوده است.

 

There was an agreement between you, but it was not a contract.

بين شما توافق وجود داشته اما اين توافق قراردادي نبوده است.

 

As a general rule the law which governs the terms of a contract is the law where the contract is carried out.

به عنوان يك قاعده ي كلّي ، قانون حاكم بر عبارات[5] قرارداد، قانون مكاني است كه عقد در آن مُنعقد شده است .

 

The contracts ( Application Law ) Act 1990 is intended to make it easier for business within the European Community , by providing that :

قانون (حقوق قابل اِعمال) قراردادها [ مصوّب] 1990، با مقرّر داشتن اينكه :

 

a ) the parties are free to choose the law to govern the contract ؛  and

الف ) طرفين آزادند كه قانون حاكم بر قراردادها را انتخاب كنند. و

 

b ) if no choice is made , the contract will be governed by the law of the country whit which it is most closely connected.

ب ) اگر انتخابي صورت نگرفته باشد ، قرارداد مشمول قانون كشوري خواهد بود كه پيوند[6] نزديكتري دارد؛

 

 

 

 

Essentials Of  a Contract

ضروريات قراردادي

 

The following elements are considered to be essential to the formation of a legally binding contract :

عناصر[7] زير ، به عنوان ضروريات تشكيل يك قراردادِ الزام آور مدّنظر قرار گرفته اند :

 

A. Offer and Acceptance.

الف ) ايجاب و قبول.

 

B. Consideration.

ب ) عِوض.

 

C. Capacity.

ج ) اهليّت.

 

D. Legal Relations.

د ) روابط قانوني .

 

E. Legality.

ه ) مشروعيّت.

 

F. Consensus ad idem ( agreement).

و ) هماهنگي اراده ها ( توافق )

 

 

 

 

Offer

ايجاب

 

Every contract must start with an offer by one person to another.

هر قراردادي بايستي شروع شود با يك ايجاب توسّط يك شخص خطاب به ديگري.

 

An offer is a declaration by which the maker ( offeror ) intends to be legally bound by the terms stated , if accepted by the offree.

يك ايجاب، اعلامي محسوب مي شود كه بوسله ي آن انشاءكننده ( ايجاب كننده ) قصد مي كند در صورت [ تحقّق] قبول توسط ايجاب شونده ، قانوناً به عِبارات بيان شده متعهّد باشد.

 

I may offer to sell my car to you for £1000 and if the offer is accepted, I am legally bound by the terms of my offer.

من ممكن است به شما ايجاب كنم فروش اتومبيلم را در قِبالِ 1000پوند و اگر اين ايجاب قبول گردد ، من قانوناً به عبارات ايجاب خويش متعهّدم.

 

I may not later increase the price, nor change the agreed terms.

من بعداً نه نمي توانم قيمت[8] را افزايش دهم و نه مي توانم عبارت هاي مورد توافق را تغيير دهم.

 

The following points must be considered when making an offer.

نكات ذيل بايستي هنگام ايجاب كردن مورد توجه قرار گيرد :

 

 

 

 

1. It may be made to an Individual or to a Large Number of People.

1- [ ايجاب ] توانايي آن را دارد كه بتواند خطاب به يك شخص خاص  يا  گروه كثيري از مردم تحقّق بپذيرد.

 

Carlill v. Carbolic Smoke Ball Co. ( 1892 ) .  In an advertisement, the company promised to give £100 to anyone who purchased their smokeball remedy for influenza , and caught the illness within 14 days. 

شركت Carbolic Smoke Ball در سال 1892 طيّ اعلاميه اي تعهّد نمود به اينكه هر كس كه داروي بخور آنها را براي آنفولانزا خريداري نمايد و تا 14روز بعد به اين بيماري دچار شود ، 100پوند پرداخت نمايد.

 

To show good faith , the company deposited £1000 with a bank to meet any claims.

شركت نامبرده  براي نشان دادن حُسن نيّتش مبلغ 1000پوند را براي تأمين هرگونه ادعايي ، نزد يك بانك سپرد.

 

Mrs. Carlill bought the remedy , caught influenza and claimed £100.

خانم كرلايل دارو را خريداري نمود [ اما ] به آنفولانزا دچار شد و مطالبه نمود مبلغ100پوند را.

 

The court awarded Mrs. Carlill 100 and held that :

دادگاه مبلغ100پوند را به نفع خانم كرلايل مورد رأي قرار داد و اينچنين اِصدار حكم كرد كه :

 

a ) an offer may be made to the world, it does not have to be a specific person.

الف ) يك ايجاب مي تواند خطاب به تمام دنيا صورت بپذيرد و لازم نيست حتماً خطاب به شخص معيّن قرار گرفته باشد.

 

b ) although the general rule is that advertisements are not offers , that the fact that £1000 had been deposited with a bank showed it was a firm offer and legal relations were intended .

ب ) هرچند قاعده ي كلّي اين است كه اعلاميّه ها ايجاب محسوب نمي شوند ، اما اين حقيقت كه  1000پوند نزديك بانك به امانت[9] گذاشته شده بود نشانگر اين است كه اين يك ايجاب قطعي بوده و منظور ايجاد يك رابطه حقوقي بوده است.

 

C ) communication of acceptance may be implied by the conduct of the acceptor .

ج ) ابلاغِ قبول مي تواند بطور ضمني از طريق رفتار قبول كننده[10] برداشت شود[11].

 

Carlill is an important case and students are advised to study the different legal implications which arise later in the chapter.

[ پرونده] كرلايل مورد مهمي است و توصيه مي شود به دانشجويان كه مفاهيم قانوني مختلفي را كه بعداً در اين بخش مطرح خواهند شد را مطالعه نمايند .



[1] مخفف limited

[2]  در حقوق ايران اكثراً  تفاوتي بين « عقد » و « قرارداد » قائل نيستند و آن دو را مترادف و هم معني مي دانند كه خالي از اشكال نيست چون لغات نامبرده يك سري تفاوت ها را مي توان برايشان مفروض شد و اين تمايز و عدم يكي دانستن دو لغت براي شناخت آثار مختلفه و مرتبه ي بر لغات مذكور مفروض گرديد. طبق يك تقسيم بندي عقود تقسيم مي شوند به عقود معيّن و عقود نامعيّن ؛ آن دسته از عقود كه در قانون ذكر شده  است را مي توان « عقود معيّن» ناميد و عقودي كه بصورت مستقيم در قانون مدني ذكر نشده اند و بسته به اراده و گرايش طرفين در نظر گرفته شده و اِعمال مي شوند و در تقسيم بندي عقود معيّن موجود در قانون مدني قرار نگرفته اند را « عقود نامعيّن» مي نامند كه قراردادهاي خصوصي هستند كه عنوان آن در قانون ذكر نشده است ( مثلاً يك قرارداد خصوصي كه نه عقد اجاره است و نه بيع است و نه . . . )  . مطابق با ماده ي 10 قانون مدني قراردادهاي خصوصي نسبت به كساني منعقد كننده ي آن هستند ( و ظاهراً و نه براي شخص ثالث ) نافذ است در صورتي كه مخالف صريح قانون نباشد؛ البته بايستي به ماده ي مهم 975قانون مدني نيز توجه كنيم ( راجع به موانع اراده ها ).

[3]  در اينجا رابطه ي « عموم و خصوص مطلق » وجود دارد يعني هر قراردادي مي تواند توافق باشد اما هر توافقي نمي تواند قرارداد باشد .

[4]  قول دهد

[5] مندرجات

[6] رابطه

[7] عوامل

[8]  ثمن

[9] توديع

[10] پذيرنده

[11] صورت گيرد

|+| نوشته شده در  87/05/29ساعت 2:56  توسط سعید صالح احمدی  |