فصل چهارم
نحوه ی پیشگیری از ارتکاب جرم
توسط کودکان
تعريف پيشگيري
در جرم شناسي، پيشگيري عبارت است از: به جلوي تبهكاري رفتن با استفاده از فنون گوناگون مداخله به منظور ممانعت از وقوع بزهكاري. از نظر علمي مي توان گفت: مراد از پيشگيري هر فعاليت سياست جنايي است كه غرض انحصاري يا غير كلي آن تحديد حدود امكان پيشامد مجموعه اعمال جنايي از راه غير ممكن الوقوع ساختن يا ساخت و دشوار كردن احتمال وقوع آنهاست بدون اينكه به تهديد به كيفر يا اجراي آن متوسل شوند.
انواع پيشگيري
1. پيشگيري ابتدايي
پيشگيري ابتدايي عبارت از مجموعه وسايلي است كه معطوف به تغيير شرايط جرمزاي اطرافيان به طور كلي اعم از طبيعي و اجتماعي مي باشند. به عبارت دقيق تر، پيشگيري ابتدايي راهكارهايي است كه از طريق زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي و ديگر زمينه هاي سياست عمومي تلاش مي كند. اين حالت، به ويژه بر موقعيت جرم زا و علل ريشه اي ارتكاب جرم تأثير مي گذارد. هدف اصلي، ايجاد اميدواركننده ترين شرايط براي زندگي است كه شامل آموزش خانواده، ايجاد مسكن، استقلال و سرگرمي مي باشد.
ايجاد يك محيط سالم[1] : درپيشگيري اوليه به ريشه مسئله وعوامل خطرزاي محيطي توجه مي شود . اين نوع پيشگيري سعي برآن دارد كه امكان درگير شدن با مسئله طوري پيش برود كه هرگز محلي براي رشد مسئله وجود نداشته باشد . به همين علت استرا تژي هاي برنامه ضرورتا طوري ا نتخاب مي شوند كه بتوا نند عوامل مخا طره آميز را كا هش دهند ، وضع قوا نين كه بعضي از محدوديت ها را ايجاب مي كنند ازآن جمله اند . براي مثال درجامعه اي كه حمل اسلحه آزاد است ، اين آزادي خود يك عامل خطر زاي امكان درگير شدن با مسئله بزه است . بنا براين منع حمل اسلحه يكي ازاستراتژي ها درآن جامعه خوا هد بود . درجدول شماره 1نمونه اي از استراتژي هاي پيشگيري نوع اول معرفي شده ا ند .
اگر چه تناقضاتي دربعضي ازيافته هاي پژوهش درمورد كنترل بزه وجوددارد ليكن اكثر يا فته ها بيانگر آنند كه برنامه هاي پيشگيري مستقيما تاثير زيادي دركاهش رفتارهاي بزهكارانه نداشته اند درمقابل به پژوهشهائي نيز بر مي خوريم كه نشان داده اند مداخله اوليه جامعه وخانواده متفقا در كنترل بزهكاري تاثير دارند.عمده برنامه ريزيهاي اين مداخلات بر اساس يافته هائي است كه نشان ميدهند عوامل خانوادگي مانند : طلاق ، مرگ والدين، كثرت اولاد، فقدان حمايتهاي رواني وبي توجهي به نيازهاي عاطفي فرزندان بي انضباطي درخانواده ، وجود فرد بزهكار يا ناسازگار اجتماعي ، خيانت زن يا شوهر،اختلافات خانوادگي ،طرد ازخانواده، فقدان زمينه هاي تربيتي مناسب درخانواده، مسكن نامناسب از نظر فضاي فيزيكي و فقر در تقويت و يا كنترل بزهكاري نقش دارند. عوامل اجتماعي مانند :بيسوادي ، رشد بي رويه جميعت ، صنعتي شدن، اختلافات طبقاتي ،قوانين تحميلي ، بي عدالتي اجتماعي ، بيكاري، جنگ، محيط اجتماعي نامناسب (زندگي در جوار بزهكاران) فقدان امكانات تفريحي سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشيني، زورمداري سيا سي ، در كنترل ورشدبزه موثرند . به همين جهت استراتژي هاي مداخله اي خانواده گرا وجامعه گرا در پيشگيري نوع اول اهميت پيدا مي كنند .خلاصه اينكه درسطح اول پيشگيري عمده مسئوليت به عهده خانواده وجامعه است. بسياري ازديدگاه هاي روانشناختي ، سن مناسب براي سطح پيشگيري نوع اول را قبل از8سالگي مي دانند .[2]
2. پيشگيري ثانويه
معطوف به مداخله براي پيشگيري از لحاظ گروه ها يا جمعيت هاي در معرض خطر جرم است. اين امر شامل شناخت زودهنگام شرايط جرمزا و نفوذهايي است كه بر اين شرايط اعمال مي شود. براي اين گروه ها مي توان تدابيري خاص انديشيد; تدابير حمايتي در خصوص كودكان خياباني، كودكان متعلق به خانواده هاي معتاد و بي سرپرست يا بدسرپرست.
كاهش عوامل خطرزا : درپيشگيري ثانويه هدف كلي دورنگهداشتن فرد از فعاليت هايي است كه خطر برچسب بزه را در فرد تقويت مي كند . مثل كنترل خشم وخشونت ،كنترل خانواده بر رفتارهاي ضداجتماعي ودوري ازدوستان بزهكار . پيشگيري نوع دوم نيز مانند پيشگيري نوع اول استراتژي هاي برنامه ريزي خود را براساس يافته هاي پژوهش ها طرح مي كند و تاكيد زيادي بر فرد و يا ارتباطات فرد دارد . به همين جهت استراتژي هاي پيشگيري نوع دوم از طريق يادگيري مهارت هاي زندگي اجتماعي و ارتباطات فردي از طرف ديگر تاكيد مي كند . اهميت اين سطح بهعنوان سطح پيشگيري كمك به افراد در معرض خطراست .[3]
3. پيشگيري ثالث
معطوف به پيشگيري از تكرار جرم در خلال اقدامات فردي براي سازگاري مجدد اجتماعي يا خنثی نمودن بزهكاران پيشين است. پيشگيري از تكرار جرم توسط پليس و ديگر عوامل نظام عدالت كيفري صورت مي گيرد; تدابير مربوط از ضمانت اجراهاي قضايي رسمي تا بازپروري مجرم و زنداني كردن. در بسياري از اوقات به دليل محدوديت ضمانت اجراهاي مبتني بر اصلاح و درمان، اين نوع پيشگيري به تدابير سركوبگرانه تنزّل پيدا مي كند.
كنترل موقعيت خطر : پيشگيري سطح سوم سعي مي كند موقعيت مسئله رااصلاح ويادرآن مداخله كند وهدف آن پيشگيري از تكرار فعاليت هايي است كه جرم شناخته مي شود . براي اين نوع پيشگيري لازم است درگير مسائلي مانند تنبيه ، جريمه وبازتواني از طريق نظام حقوقي وقضا شود . پيشگيري نوع سوم برنامه ريزي مداخله اي واداره موقعيت هاي خطرناك[4] را براساس فعاليت هايي تنظيم مي كند كه ممكن است باعث بزهكاري شوند.[5]
اجراي پيشگيري
جرم شناسي پيشگيري يك علم عملي است، به گونه اي كه عملكرد و تأثير نظريه ها و نظريه پردازي هاي مربوطه تنها در مقام عمل و با ارزيابي اثرات واقعي اجراي آن تدابير آشكار مي شود. در حيطه پيشگيري اين امر منوط به وظيفه يك يا چند نهاد خاص نيست، بلكه تدابير مشخص پيشگيرانه بايد توسط همه نهادهاي جامعه مدني نظير خانواده، مدرسه، نهادهاي مذهبي (مساجد)، شوراهاي شهر و روستاها، سازمان هاي غيردولتي، اصناف و اتحاديه ها و همه نهادهاي دولتي نظير مجلس قانونگذاري، دادگاه ها، پليس، سازمان هاي تأمين اجتماعي و شهرداري ها اجرا شود. اين امر مستلزم تبيين دقيق اصول و تدابير پيشگيرانه با توجه به انواع گوناگون آن تدابير و نيز تبيين وظايف هر يك از مراجع پيشگيري و به ويژه نظارت خاص يك نهاد علمي مسئول است كه بتواند با همه مراجع پيشگيري دولتي و اجتماعي رابطه برقرار كند و راهنمايي و آموزش لازم را در اختيار آنان قرار داده و اثرات اقدامات پيشگيرانه را ارزيابي نمايد.
تحصيلات اجباري
آموزش و پرورش مطلوب، يعني آموزش و پرورشي كه مشاركت و تفكر انتقادي را در كودك تقويت كند و با ارزش هاي مربوط به شأن و شرف آدمي عجين شده باشد، اين قدرت را دارد كه جامعه ها را در طول نسلي واحد دگرگون سازد. به علاوه تأمين شدن حق هر انسان در بهره مندي از تعليم و تربيت موجب محافظت او از خطرهاي گوناگون مي شود; از جمله زندگي مقرون به صرفه.
در رابطه با جرم مي توان گفت: يكي از عوامل بسيار عمده در عدم تطابق فرد با ارزش ها و هنجارهاي جامعه، عدم آشنايي او با اين ارزش ها و معيارها و به عبارت ديگر، عدم جامعه پذيري صحيح يا نقايص فرايند جامعه پذيري او مي باشد. بعد از خانواده مدرسه نقش مؤثري در جامعه پذيري شايسته فرد دارد. آموزش و پرورش از جمله خدمات عمومي است كه تك تك افراد جامعه بايد از آن بهره مند شوند.
در ارتباط با اهميت حق برخورداري از آموزش و پرورش همين قدر كافي است كه بدانيم بين فقر و بي سوادي و محروميت رابطه مستقيمي وجود دارد.
نكاتي را كه در امر آموزش و پرورش بخصوص مدرسه بايد به آنها توجه نمود عبارتند از:
1. متون درسي;
2. چگونگي تدوين برنامه درسي;
3. رابطه معلم ـ دانش آموز;
4. تشويق و تنبيه;
5. رسيدگي به مشكلات مدرسه;
6. برنامه ريزي اوقات فراغت.
خانواده هاي بد سرپرست
خانواده هاي بد سرپرست به خانواده هايي اطلاق مي شود كه والدين نسبت به فرزندان يا فرزندخوانده هايشان خشونت فيزيكي و رواني اعمال مي كنند، و نيز خانواده هايي كه والدين يا يكي از آنها معتاد هستند و يا در معرض از هم پاشيدگي و طلاق قرار دارند. در اين خانواده ها، كودكان و نوجوانان احساس آرامش نمي كنند. در چنين مواردي بايد به مراجع خاصي براي اصلاح خانواده و يا نگهداري مؤثر از فرزندان آن متوسل شد. لازمه هرگونه اقدام در اين زمينه آگاهي از وجود چنين اوضاع خطرناكي در خانواده هاست. اين امر ايجاد يك دستگاه اطلاع رساني دقيق در اين خصوص را ضروري مي سازد. همه اعضاي جامعه بايد از وجود نهادهاي خاص حمايتي از كودكان (نظير كميسر كودكان، پليس كودكان و سازمان هاي غيردولتي كه در زمينه حمايت از كودكان و نوجوانان فعاليت مي كنند) آگاه باشند تا بتوانند به راحتي با آنها ارتباط برقرار كرده و وضعيت خطرناك خود را عنوان نمايند. والدين نوجوان مي توانند مسائل خاص نوجوان خود را در مراكز مشاوره و راهنمايي مطرح كرده و به نحو مناسبي خدمات دريافت نمايند.[6]
جرم و راه هاي پيشگيري از آن
خسارات جاني و مالي فراواني كه از پديده ضداجتماعي به بار مي آيد دولت ها را از همان ابتدا وادار به مبارزه با اين پديده كرده است. درباره ضرورت مبارزه، به هيچ وجه اختلافي بين دانشمندان و صاحب نظران نيست و چنانچه اختلافي باشد درباره شيوه هاي مبارزه است; اينكه آيا بايد راه مبارزه را منحصر به مجازات نمود يا آنكه راه هاي ديگري هم در نظر گرفت. براي مبارزه اساسي با پديده ضداجتماعي بايد با علل آن به مبارزه برخاست نه با معلول. قرن هاست كه دولت ها راه مبارزه را محدود و منحصر به برقراري و تشديد مجازات نموده اند. اين سياست كيفري نه تنها از ميزان بزه نكاسته، بلكه تعداد آنها روز به روز قوس صعودي پيموده است. از سوي ديگر، همان گونه كه در بيماري هاي جسمي، پيشگيري به درمان ترجيح دارد، در بيماري هاي روحي و رواني نيز بهتر است پيش از آنكه فرد دچار اختلال گردد به فكر پيشگيري بود. در خصوص بزهكاري و جرم نوجوانان دو مسئله اهميت دارد: اول اينكه چه عواملي آنان را به سوي جرم سوق مي دهد و دوم اينكه چگونه بايد شخص مبتلا را درمان نمود تا به تدريج از ميزان جرم كاسته شود. مطالعات بسياري توسط ويكس، دوئرا و رينك، روي مشاغل خانوادگي، وضعيت اقتصادي، تحصيلات والدين، وضعيت درس نوجوان در مدرسه و نيز طرز رفتار نوجوان و والدين در خانواده به عمل آمد. همچنين انجام تست هاي هوش و شخصيت و تمايلات تا ميزان 45 درصد براي تشخيص نوجوانان مجرم با موفقيت همراه بوده است. به عقيده كرو براي جلوگيري از جرم بايد چهار اصل را رعايت نمود:
1. حق داشتن فرزند و تعداد آنها بايد نسبت مستقيم باتوانايي هاي جسمي، رواني، اقتصادي و عاطفي والدين داشته باشد.
2. بايد طرحي براي آموزش پدران و مادران امروز و فردا تهيه و اجرا گردد.
3. مؤسساتي براي كمك و سرگرم كردن نوجوانان و انجام كارهاي سودمند براي آنان داير گردد.
4. از توسعه و تراكم جمعيت در محله هاي فقيرنشين تا آنجا كه امكان دارد جلوگيري به عمل آيد. [7]
استراتژي هاي پيشگيري از بزهكاري
بهترين تمرين ها براي برنامه ريزي پيشگيري با توجه به نو بودن مسئله استفاده ازروش هاي مطالعه طولي وطراحي تصادفي است . ارزشيابي هاي زيادي در مورد برنا مه هاي پيشگيري درهمه سطوح انجام شده است ليكن نتايج اين پژوهشها و ارزشيابي ها نتوانسته اند اين ادعا را ثا بت كنند كه طرح هاي مداخله اي موفقند . مركز كنترل بيماري هاي آمريكا[8] استراتژيهاي جامعي را در مقابله با مسئله بزهكاري جوانان پيشنهادكرده است كه عبارتند از :
1- استراتژي هاي خانواده گرا
اين استراتژي ها مهارت هايي راجهت تمرين آماده كرده است مانند آموزش وا لدين درمورد روش هاي فرزند پروري ،مهارت هاي ارتبا طي بين كودك وخانواده وحل مشكلات كودك وخانواده بدون تخلف وتنبيه . ملاقات هاي خانگي[9] كه قادرند منابع خطرزا در خانه معرفي كنند وزمينه هاي راهنمايي لازم براي نگهداري ورشد سالم كودكان رادر خانه فراهم كنند .
جدول1- استراتژي هاي پيشگيري از بزهكاري
|
جامعه |
كنترل شخصي |
رشد اجتماعي |
|
خانواده |
* قبل از ازدواج : آموزش د ر مورد اهداف زندگي مشترك * قبل از تشكيل نطفه : ممنوع كردن باروری برای کسانیکه در معرض عوامل خطر زای مختلف و چندگانه قرار گرفته اند. ( این موضوع نقض قوانین حقوق بشر است) *هنگام تولد : فراهم کردن شرایط مناسب برای وضع حمل به طوریکه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند * بعد از تولد : ایجادوابستگی کودک به خانواده |
* حمایت هایجامعه در آماده کردن جوانان برای تشکیل خانواده * حمایت های مربوط به دوران بارداری *مراقبت های حین زایمان توسط پزشک و تیم پزشکی * تامین بهداشت *تامین مسکن * مراقبت از خانوادهبرای ایجاد وابستگی از طریق آموزش * افزایش تعداد سازمانهای حمایتی |
|
همتايان |
* آگاهی از قوانین اجتماعی قطع ارتباط با دوستان بزهکار |
* درگیر کردن اطفال در فعالیتهای اجتماعی سالم * شناساندن حس همکاری |
|
مدرسه |
* ایجاد نظم و انضباط * تقویت رفتارهای مناسب از طریق پاداش دهی * افزایش مهارت های اجتماعی و ارتباطی و زندگی |
* مشخص کردن ارزش های جامعه توسط مدرسه ، خانواده ، بچه ها * درگیر کردن بچه ها با تکالیف درسی به صورت پروژه های گروهی *تعیین تکالیف درسی که بخشی از وقت کودکان به آن اختصاص یابد |
|
كار |
* شرایط ورود به کاز طبق قانون تعریف شود ( محدودیت های مربوط به سن کار رعایت شود ) * کار نیمه وقت بدون تنظیم قرارداد انجام شود *حقوق زمان بیکاری پرداخت شود ( در مورد افرادی مه شرایط احراز را دارند |
*کار تمام وقت * آزادی صنعتی * ادغام کار با مطالعه |
2- استراتژی جامعه گرا
این استراتژی مهارت لازم برای حل مشکل و مشکلات را فراهم می کند به طوریکه کودکان قادر باشند به جای برخورد بزهکارانه و متخلفانه مسئله را به طریق درست حل نمایند .
جدول 2 – گام های طراحی استراتژی های موثر پیشگیری و درمان
|
گام اول تشخیص |
اولین اقدام در موضع پیشگیری ، بررسی کمی و کیفی داده های قبلی است که به نوعی شیوع رفتار های بزهکارانه را در جامعه تایید می کند . مقایسه مشکلات ، تبیین عوامل خطر، آگاهی از آمار سازمان های مختلف بهداشتی تربیتی ، نظر سنجی از جامعه و محققینی که در زمینه بزه مطالعه می کنند ضرورت دارد . |
|
گام دوم شناخت گروه هدف |
بعد از تشخیص رفتار بزهکارانه ، جامعه درگیر را برای مداخله مشخص کنید . مطالعه در مورد ویژگی های گروه هدف و عوامل زمینه ای آن بر اساس برنامه ریزی و مشخص کردن استراتژی های مداخله است . توجه داشته باشید استفاده از برنامه های مداخله ای باید آسان و قابل دسترس باشد |
|
گام سوم تبیین هدف هائ تحلیل آن |
سومین اقدام مشخص کردن هدف های برنامه مداخله است . تحلیل هدف ها از نظر قابلیت دسترسی و سهولت در دسترسی در این مرحله انجام می شود . |
|
گام چهارم طراحی و اجرا |
این مرحله برای دسترسی به هدف ها برنامه ریزی می شود . منابع حمایت کننده و درگیر مشخص می شوند . آموزش های لازم جهت مداخله صورت می گیرد و برنامه طراحی شده به اجرا در می آید. |
|
گام پنجم نظارت و ارزشیابی |
در آخرین مرحله ، برای پایش و ارزشیابی طرح مداخله برنامه ریزی می شود . نظارت در طول برنامه سبب می شود برنامه به همان نحو پیش بینی شده ، پیش رفت نماید . عمل ارزشیابی مب تواند اثر بخشی برنامه و نکات قوت و ضعف را مشخص کند . |
3-استراتژي هاي پايشي
بيشتر بر پايه الگوهاي تربيتي مثبت بزرگسالان استوار است ومي تواند خطر رفتار بزهكارانه را كاهش دهد. درتدوين استراتژي ها مداخله توصيه هايي شده است كه در جدول 2 خلاصه شده است . توجه داشته باشيد در برنامه هاي پيشگيري از بزهكاري مدل برنامه پيشگيري پزشكي كه شامل تشخيص ودرمان باشد چندان كارآيي ندارد. بهترين رهيافت در برنامه ريزي استراتژي هاي هدف گرا وجامعه گرا است .اگر چه بايد توجه داشت كه يك برنامه هرگز جوابگوي همه جوامع نيست .اما عناصري از برنامه كه لازم است مورد توجه قرار بگيرند عمدتا مشتركند اين نقاط مشترك عبارتند از:توجه به افراد در معرض خطر ،توجه چند جانبه در مداخله،توجه وحمايت از مجريان برنامه وارزشيابي برنامه هاي پيشگيري .
پديده بزهكاري در بين نوجوانان و جوانان و راههاي پيشگيری
بزهكاري يك پديده بسيار پيچيده اجتماعي است كه در محيط هاي اجتماعي مختلف به شكل هاي متفاوتي ديده مي شود . تعريف بزه و رفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجار هاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي شود . اگرچه در بيشتر جوامع ، بزه به عنوان رفتاري قابل تنبيه از طرف قانون تعريف شده است ،
اما صرفاً در تبيين آن مفهوم حقوقي مسئله كافي نيست . بزهكاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتكابي عليه احكام قانوني كه مي تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد ، وجه مشترك تمام جوامع انساني است . دوركيم[10] جامعه شناس فرانسوي بزه را چنين تعريف مي كند " هر عملي وقتي جرم محسوب مي شود كه احساسات قوي و مشخص وجدان جمعي ( گروهي ) را جريحه دار سازد . " روش تحقيق پيمايشي است و بر اساس داده هاي آماري استان تهران و سالنامه آماري جمعيتي اقتصادي اجتماعي به تجزيه و تحليل پرداخته شده است و با استفاده از فرمولهاي آماري ، 65 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. و نمونه گيري به صورت تصادفي ساده در بين نوجوانان كانون اصلاح و تربيت استان گلستان مي باشد و همچنين از شيوه مصاحبه نيز استفاده مي شود .
نتايج تحقيق : بررسي هاي بعمل آمده نشان مي دهد كه بايد فرزندان را از محبت سيراب كرد ، براي نوجوان ارزش قائل شد و همچنين تفريحات سالم براي فرزندان فراهم كرد و همچنين تعليم و تربيت و آموزش هاي صحيح و دادن آگاهي به موقع به جوانان آنها را در مسير درست راهنمايي مي كند و با افزايش مراكز خدمات روانشناختي و مشاوره در همه مراحل زندگي ، كمك موثري در جهت مصون نگه داشتن افراد در برابر ارتكاب بزهكاري و اعمال مجرمانه جلوگيري مي شود .
1 - مجموعه افراد بررسي شده ازلحاظ گروه سني دربند اصلاح وتربيت استان گلستان در3 طبقه به شرح ذيل قرارگرفته اند :
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب گروه سني )
|
سن |
فراواني |
درصد |
|
17-15 |
10 |
40/15 |
|
20-18 |
35 |
80/53 |
|
23-21 |
20 |
80/30 |
|
جمع |
65 |
100 |
براساس نتايج بدست آمده ازاين بررسي هايي كه دربند اصلاح وتربيت استان گلستان صورت گرفته است . سن نوجواني يعني 20- 18 سالگي بيشترين رقم بزهكاري با (8/53 درصد )را داشته است .بزهكاريها در نوجوانان از اين جهت چشمگير است كه آنان نيروي فوق العاده اي دارند ومي توانند مشكلي جدي براي خانواده واجتماع خود ايجاد كنند .
2- مجموع افراد بررسي شده از لحاظ سطح تحصيلات در بند اصلاح و تربيت استان در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند :
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب سطح سواد )
|
تحصيلات |
فراواني |
درصد |
|
بيسواد |
16 |
60/24 |
|
ابتدايي |
21 |
30/32 |
|
راهنمايي |
20 |
80/30 |
|
متوسطه |
8 |
30/12 |
|
جمع |
65 |
100 |
همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد كه ازمجموع افراد مورد بررسي ،بيشترين فراواني مربوط به افرادي است كه داراي تحصيلات ابتدايي (با 30/32 درصد ) وكمترين فراواني نيزبه افراد باسطح تحصيلات متوسط (با 30/12 درصد )تعلق دارد. به عبارت ديگر با افزايش سطح تحصيلات ازتعداد اينها كاسته شده ودرمواقع اغلب آنان رامددجويان كم سواد تشكيل مي دهند .
3- مجموع افراد بررسي شده ازلحاظ جرم دربند اصلاح وتربيت استان گلستان در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب نوع جرم )
|
جرم |
فراواني |
درصد |
|
سرقت |
28 |
07/43 |
|
ايراد ضرب |
19 |
25/29 |
|
اعتياد |
15 |
07/23 |
|
قتل |
3 |
61/4 |
|
جمع |
65 |
100 |
همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد كه ازمجموع افراد موردبررسي ،بيشترين فراواني مربوط به جرايم سرقت (با 07/43درصد وكمترين فراواني نيز مربوط به جرايم قتل (با61/4درصد )مي باشند بقيه افراد بزه اعتياد وموادمخدر وايراد ضرب وجرح ذكر كرده اند.
4- مجموع افراد موردبررسي شده ازلحاظ تعداد خانوار در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب تعداد خانوار )
|
تعداد خانوار |
فراواني |
درصد |
|
5-2 |
10 |
40/10 |
|
9-6 |
32 |
23/49 |
|
13-10 |
21 |
30/32 |
|
17-14 |
2 |
07/3 |
|
جمع |
65 |
100 |
همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد بيشترين فراواني مربوط به افرادي هستند كه تعداد خانوار آنان از 6تا9نفر باشند. درواقع اين نشان دهنده اينست كه خانواده پرجمعيت بيشتر مرتكب جرم مي شوند شايد علتش نيز اين است كه بخاطر پرجمعيت بودن خانواده ،والدين نمي تواند به فرزندانشان ازنظر عاطفي رسيدگي نمايند .
5- مجموعه افراد بررسي شده ازلحاظ مدت تحمل كيفري در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب مدت تحمل كيفري )
|
مدت تحمل كيفری به ماه |
فراواني |
درصد |
|
6-1 |
37 |
92/56 |
|
12-7 |
36 |
61/24 |
|
18-13 |
7 |
77/10 |
|
24-19 |
5 |
70/7 |
|
جمع |
65 |
100 |
با توجه به جدول فوق ملاحظه مي شود كه اكثر افراد بررسي شده ،مدت تحمل كيفري كوتاهي داشته يعني از بين 65نفرافراد بررسيشده 37نفر آنان (با 92/56درصد ) تحمل حبس تا6ماه مي باشد در واقع اين نشان دهنده اينست كه هرچه برميزان تحمل كيفري افزوده مي گردد از تعداد آنان كاسته مي شود .
6- مجموع افراد بررسي شده ازلحاظ سابقه كيفري در4طبقه بشرح ذيل تقسيم شده اند.
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب سابقه كيفري )
|
سابقه كيفري |
فراواني |
درصد |
|
1 |
45 |
25/69 |
|
2 |
15 |
07/23 |
|
3 |
2 |
07/3 |
|
4 |
3 |
61/4 |
|
جمع |
65 |
100 |
همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد ازبين افراد بررسي شده دربنداصلاح وتربيت استان افراد باسابقه به مراتب كمتر ازافراد بدون سابقه است ازبين 65موردبررسي شده 45مورد آنان يعني (25/69درصد ) داراي يكبار سابقه هستند بقيه افراد بررسي شده داراي 2بار يابيشتر سابقه دارند .
7- جدول زير وضعيت خانوادگي بزهكاران دربند اصلاح وتربيت رانشان مي دهد .
( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب مشكل خانوادگي )
|
سابقه كيفري |
فراواني |
درصد |
|
فوت والدين |
15 |
07/23 |
|
طلاق |
10 |
38/15 |
|
ازدواج مجدد |
11 |
92/16 |
|
اعتياد والدين |
15 |
07/23 |
|
ناسازگاري والدين |
35 |
15/53 |
|
جمع |
65 |
100 |
« ازاطلاعات فوق مي توان استنتاج نموده خانواده بزهكاران دچار نوعي اختلال واشكال است . 15/53 درصد ناسازگاري درخانواده هايي كه پدر ومادرزنده بود وباهم بوده اند نمايانگر ارتباط نادرست خانوادگي است كه مي تواند باعث اقدام به بزه درنوجوانان گردد. و47/38 درصد آنان ازمحبت لازم كه اعضا خانواده رابيكديگر نزديك مي كند محروم بوده اند . بطور كلي مي توان چنين استنتاج كرد كه روابط خانوادگي دراين بزهكاران مطلوب نبوده واشكالات مختلف خانوادگي وجود داشته است . » [11]
بررسي انجام شده دربند اصلاح وتربيت استان نشان مي دهد كه دربزهكاري نوجوانان روابط و اشكالات خانوادگي وجود داشته وبصورت زير بوده است .
1- نداشتن سرپرست و جدا بودن پدر و مادر از يكديگر
2- ناهنجاريهاي خانوادگي و وجود اختلاف بين پدر ومادر
3- عدم توجه به تربيت فرزندان و فقدان راهنمايي لازم به آن
4- سخت گيري پدر و مادر و بدرفتاري آنان با فرزندان خود
5- ظلم و ستم ناپدري يا نامادري
[1] برای مطالعه ی بیشتر ر.ک به کتاب بزهکاری اطفال و نوجوانان نوشته دکتر هوشنگ شامبیاتی چاپ 14، ص 261 به بعد .
[2] مجله حمایت از کودک ، شماره 33 ، ص 48 ، شهرزاد بذرافشان .
[3] منبع پیشین .
[4] Management Crisit Situation
[5] شهرزاد بذرافشان
[6] شعاع كاظمي دكتر ، مهرانگيز ، مجله ش 16 روان شناسی جرم ، 1387
[7] شعاع كاظمي دكتر ، مهرانگيز ، مجله ش 16 روان شناسی جرم ، 1387
[8] Centeres for Diseases Control :CDC
[9] Home Visit Startegies
[10] Durkhim
[11] سالنامه آمار ، استان گلستان ، شاخص هاي اقتصادي – اجتماعي – فرهنگي ، 1384 .